سيد جعفر سجادى
1570
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
تشريفى و عظيم كرامتى كه الله تعالى با مؤمنان فرزند آدم كرد كه در به دو كار و مفتتح وجود ، روز ميثاق ايشان را در قبضهء صفت جاى داد و ايشان را بنعت لطف محل خطاب خود گردانيد و با ايشان عهد و پيمان دوستى بست ، باز چون در دنيا آمدند ايشان را صورت نيكو و شكل زيبا و خلقت تمام داو و به . . . و بدانش و عقل و نطق و فهم و فرهنگ بياراست ، ظاهر بتوفيق مجاهدت و باطن به تحقيق مشاهدت و معرفت از ايشان دريغ نداشت ، در رحمت و كرامت خود بر ايشان گشاد و ايشان را بر بساط مناجات بداشت ، تا هر گه كه خواهند او را خوانند و از وى خواهند و با وى راز گويند ، و گفتهاند « من اظهر كراماته فهو مدع و من ظهرت عليه الكرامات فهو ولى » ( و از طبقات ص 418 ) كِرامُ الكاتِبين - دو فرشتهاند ، موكل انسانند . كَرّاميَّه - ( كلامى ) از فرق صفاتيه اين گروه پيرو ابو عبد الله محمد بن الكرام مىباشند و آنها را بدان روى صفاتيه نامند كه در باب صفات حق اعتقاد آنان موافق با اعتقاد صفاتيه است اينان معتقد به تجسم و تشبيهاند و خود مشعب به دوازده فرقهاند ( از ملل و نحل شهرستانى ص 49 ) . كَراهَت - اين اصطلاح فقهى است و يكى از احكام خمسهء تكليفى است و بودن فعل است به نحوى كه ترك آن اولى باشد با عدم منع از فعل . ( از كشاف ص 1128 ) كُرسىّ - ( اصطلاح كلامى ، فلسفى ) از فلك كواكب در زبان اهل شرع اطلاق كرسى شده است و مراد از عرش چنان كه در كلمهء عرش بيان شد فلك الافلاك است . و اطلاق ديگرى نيز دارد چنان كه صدر الدين گويد : « و لعل المراد من الكرسى لو ورد فى لسان الشريعة هو الفلك الاقصى الجسمانى و من عرش الرحمن هو ما يحاذيه فى عالم المثال و هو الفلك الكلى المثالى » ( اسفار ج 3 ص 65 ، رجوع به زاد المسافرين ص 131 شود ) . نزد عارفان موضع امر و نهى الهى است كُرسىُّ الجَوْزاء - ( اصطلاح نجومى ) عبارت از سه كوكب بود واقع در صورت ارنب . كِرِشْمه - ( اصطلاح عرفانى ) تجلى جلالى را كرشمه گويند كه فرمود « وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ » عراقى گويد : يك كرشمه كرده با خود جنبش عشق قديم * در دو عالم اين همه شور و فغان انداخته يك نظر كرده خروش از عالمى برخاسته * يك سخن گفته . غريوى در جهان انداخته خاقانى : گر چه بدست كرشمهء تو اسيرم * از سر كوى تو پاى باز نگيرم زخم سنان ترا سپر كنم از دل * تا تو بدانى كه با تو راست چو تيرم عطار گويد : اى يك كرشمهء تو غارتگر جهانى * دشنام تو خريده ارزان خران بجانى